تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم
چندین برابر شد

کاش پاک می کرد خدا
تمام نفس هایی که دلم
به یاد نگاهت
آه کرد
...
بدجور فرار می کند دلم
این روز ها
از تمام واو هایی که می خواهند
یوغ بندگی "تو" دور گردن "من" بیاندازند
غمنامه نویس غربتم کن ای دل
افسانه شدم حکایتم کن ای دل
صدبار برای زنده بودن مُردی
یکباره بمیر و راحتم کن ای دل
نیا باران...!!!
نیا باران ، زمین جای قشنگی نیست ... !
من از اهل زمینم...
خوب میدانم...
که گل در عقد زنبور است....ولی سودای بلبل دارد...
و پروانه را هم دوست می دارد ...!!!!![]()


هنوز این دل اسیر بی کسی هاست
هنوز این دل پر از آشوب و غوغاست
هنوز این دل زدرد دوری تو
غریب و خسته و غمگین و تنهاست...


وقتی حالت بده روحت بی پناهه
می بینی هر کاری کردی اشتباهه
وقتی کم کم به کسی وابسته میشی
چون از شب بی نوازش خسته میشی
وقتی آروم شدنت خیلی بعیده
اینجا یکی هست که به حرفات گوش میده
برگرد به من مث پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من مث کسی که شبونه هوس دریا کنه
وقتی به جز شب هیچ رنگی تو نگات نیست
وقتی کسی اندازه تنهاییات نیست
وقتی گم میشی و می ترسی دوباره
میفهمی هیچکسی مثه من دوست نداره
وقتی دلت به صد در بسته رسیده
اینجا یکی هست که تو مشتش یه کلیده
برگرد به من مث پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من مث کسی که شبونه هوس دریا کنه


